🌿💚
کوچولوی شیرینم که الان خوابیدی…. بعد از یه عالمه مقاومت….. منم کنارت دراز کشیدم و میخوام بخوابم قبل ازینکه بیدار شی….. خیییلی با کمبود خواب مواجهم…. خیییلی…. شبها پدر منو درمیاری انقد که تا صبح صددد بار بیدار میشی روزها هم تا میخوابی باید برم سراغ آشپزی و کار های خونه که ازش متنفرررم همین حالا بیدار شدی و درحالیکه دارم شیرت میدم مینویسم مهیار قشنگم…..تو خیلی ناز و شیرینی ، خیلی مهربونی و همین الان با دست کوچولوت دستمو گرفتی که مطمئن باشی پیشتم…اما زندگی با وجود تو خیلی سخته برام،دوری از خونواده و تنهایی و نداشتن کمکی ….. گاهی وقتا دلم میخاد یکی برای...





